معاونت فرهنگی و دانشجویی

اینجا هیچ چیزی تغییر نمی کند

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

یادداشتی در اداره مشاوره و سلامت روان دانشگاه علوم پزشکی مشهد:

به گزارش مفدا مشهد، بهنار بیوکی، روانشناس اداره مشاوره در خصوص رهایی از تله ی «ناچاری» و درماندگی آموخته شده مطلبی را منتشر کرد است که با هم می خوانیم.

جمله‌هایی آشنا که همیشه از دور و نزدیک به گوش می‌رسد خصوصاً این روزها و در شرایط کنونی که فشارهای خانوادگی شغلی اجتماعی و اقتصادی به حداکثر خود رسیده است استفاده از ادبیات ناامیدی و ناتوانی بیش از پیش دیده می‌شود اما باید بدانیم که استفاده از این جملات تنها مربوط به کاربرد آنها در ادبیات روزمره نیست بلکه حسی از سرخوردگی و ناامیدی و ناتوانی در کنترل وقایع زندگی است که در ابعاد گوناگون زندگی شخص ریشه دوانده است احساس اینکه فارغ از تمام تلاش‌های شما گویی زندگی قصد مصالحه ندارد و شما همیشه و در همه حال قربانی تقدیر هستید اینکه جبر زندگی بسیار بزرگ تر از اراده آزاد و انتخابگر است و حس رها کردن و خود را به دست سرنوشت سپردن پذیرش درد و رنج بی چون و چرا و منتظر پایان قصه ماندن. بسیار میبینیم صحنه هایی از این بی تفاوتی در عین رنج کشیدن را... اما پاسخ چیست؟ درماندگی آموخته شده. این عبارت نخستین بار توسط مارتین سلیگمن روانشناس امریکایی به عنوان یک تئوری مهم در روانشناسی مطرح شد. 

درماندگی آموخته شده پدیده‌ای مشترک بین انسان ها و حیوانات است شرایطی روانی که در آن فرد انتظار تجربه درد و رنج و ناراحتی را دارد که از آن گریزی نیست تا آن اندازه که در نهایت دیگر هیچگاه برای پرهیز از این دردورنج تلاشی نمی‌کند حتی اگر فرصت رهایی از آن وجود داشته باشد به عبارت دیگر به شرایطی اشاره می کند که فرد بر  طبق تجربیات گذشته به این نتیجه می‌رسد که کوشش با پیشرفت ارتباطی ندارد آموخته شده در این عبارت به این معناست که این احساس ذاتی نبوده و هیچ کس با احساسی از درماندگی و عدم کنترل به دنیا نمی آید بلکه تحت تاثیر اتفاقاتی که در پیرامون فرد رخ می‌دهد به شکل شرطی آموخته می‌شود درماندگی یعنی ادراک کنترل نداشتن بر وضعیت موجود ادراک به معنای نوع تفکر خود فرد است و اینکه فکر می‌کند روی شرایط کنترل ندارد فارغ از داشتن و یا نداشتن کنترل به صورت واقعی

حدود ۵۰ سال است که این تئوری مورد توجه بسیار قرار گرفته است و پایه و اساس بسیاری از نظریه های مهم و مفاهیم اصلی روانشناسی محسوب می‌شود درماندگی آموخته شده طیف وسیعی از افراد جامعه را درگیر کرده و بسیاری از مشکلات را دامن زده است این پدیده می‌تواند عاملی برای طیف گسترده‌ای از موقعیت ها و رویدادهای اجتماعی و روانی باشد اعتیاد دزدی و انواع بزهکاری مشکلات در روابط بین فردی تحمل خشونت های جنسی ناامیدی خستگی و فرسودگی های خانوادگی انواع بیماری های روانی و مهمتر از همه افسردگی که پیامد مستقیم و جدی احساس ناتوانی در کنترل زندگی است. 
علائم و نشانه های افراد درگیر با پدیده درماندگی آموخته شده به شرح زیر است:
۱ ناامید هستند 
۲ درخواست کمک نمی کنند 
۳ از ضعف انگیزه رنج می‌برند
۴ عزت نفس پایینی دارند
۵ زندگی یکنواخت و به دور از فراز و نشیبی را می‌گذرانند
۶ خودگویی های منفی زیادی دارند 
۷ نارضایتی مزمن نسبت به تمام جنبه های زندگی در آنها دیده می شود
مطالعات نشان داده اند که حدود یک سوم از افراد درگیر پدیده درماندگی آموخته شده نمی‌شوند  وجه تمایز افراد در مبتلا شدن به درماندگی آموخته شده جدا از رویدادهای ناگوار خارجی سبک اسناد  آنهاست پاره ای از انسانها وقتی با شکست روبرو می شوند اسنادهای های درونی پایدار و کلی دارند به عبارت دیگر علت شکست های خود را درونی دیده و به خودشان نسبت می‌دهندو شکست هایشان را مداوم و پایدار و دائمی می پندارند این در حالی است که اسناد های عده‌ای دیگر در مقابل شکست ها بیرونی موقتی و غیر کلی است و به همین دلیل سبک اسناد افراد جدا از اتفاقات بیرونی می تواند آسیب پذیری آنها را نسبت به درماندگی آموخته شده و همچنین افسردگی تغییر دهد.
برای حل مسئله درماندگی آموخته شده راه های گوناگونی وجود دارد
۱ در بسیاری از مواقع شاید نتوان راه حل کامل و درستی برای رسیدن به نتیجه پیدا کرد اما باید بدانیم که مشکل بزرگتر بی عملی در زمانی است که باید کاری کرد. مثال های گوناگونی وجود دارد که نشان میدهد هنگام غلبه بر درماندگی آموخته شده احتمال موفقیت زیاد. می‌شود 
۲ یکی از بهترین شیوه ها برای رفع این مشکل افزایش آگاهی است. آگاهی نسبت به تجارب گذشته، تجاربی که به کمک آنها تا حدودی توانسته اید اوضاع را کنترل و شرایط غیر قابل تغییر را مدیریت کنید 
۳ تفسیر شخصی خودتان از اتفاقات را تغییر دهید همانطور که در بالا اشاره شد شکل تبیین شما از اتفاقات و اسناد های شما در میزان درگیر شدن تان با مسئله درماندگی آموخته شده بسیار دخیل است
۴ تصورات محدود کننده انسان بیشتر از اینکه محصول شرایط بیرونی باشد نتیجه موانع ذهنی خود او هستند تغییر نگاهمان به شکست و تلاش و یافتن معنای تازه برای انجام دادن کارها بدون توجه به نتیجه آن می تواند راهکاری برای غلبه بر درماندگی آموخته شده باشد 
۵  آگاهی از افکار نا امید کننده و تلاش جهت مقابله با اینگونه افکار ، تغییر خودگویی های درونی و ارتباط با افرادی خوش بین و امیدوار و کوشا کمک بسیار زیادی به رهایی از درماندگی اموخته شده میکنند.
برای مطالعه بیشتر به کتاب مارتین سلیگمن به نام نظریه درماندگی آموخته شده و روانشناسی مثبت نگر نوشته رامین کریمی از  نشر دانژه مراجعه کنید