یادداشتی علمی در اداره مشاوره و سلامت روان دانشگاه علوم پزشکی مشهد:
به گزارش مفدامشهد، نسیم پترام فر، روانشناس اداره مشاوره در مورد کمال گرایی مطلبی علمی را منتشر کرده است. همزمان با گسترش علاقه نسبت به مفهوم کمال گرایی،این مفهوم را به دو نوع تقسیم کرده اند: نوع اول کمال گرایی بهنجار (سازگارانه یا انطباقی) یا کمال گرایی استانداردهای فردی و نوع دیگر آن کمال گرایی نابهنجار(ناسازگارانه یا غیر انطباقی) یا روان رنجورانه می باشد.
کمال گرایی(perfectionism)در اصل به عنوان تمایل پایدار فردبه وضع معیارهای کامل و دست نیافتنی و تلاش برای تحقق آن هاست.که با خود ارزشیابی های انتقادی از عملکرد شخصی همرام می باشد.کمال گرایی با شناخت های آسیب زا مانند نگرانی شدید درباره اشتباهات و تردید در مورد اعمال خود همراه است.علاوه بر این برای مفهوم کمال گرایی ابعادی نیز تعریف شده است که عبارتند از :کمال گرایی خودمدار،کمال گرایی دیگرمدار و کمال گرایی جامعه مدار، که در ادامه به این مفاهیم می پردازیم.
در کمال گرایی بهنجارافراد از تلاش و رقابت برای برتری و کمال لذت می برند و در عین حال محدودیت های شخصی را به رسمیت می شناسند، به گونه ای انعطاف پذیر برای پیشرفت و موفقیت تلاش می کنند،هدف هایی چالش برانگیز و در عین حال منطقی برای خود وضع می کنند،هدف هایی که امکان مشارکت در فعالیت ها،پیشی گرفتن،کسب رضایت و لذت از موفقیت هایشان را فراهم سازد.کمال گراهای بهنجارهمچنان که استانداردهای شخصی بالا برای خود وضع می کنند،می توانند محدودیت های شخصی و محیطی را نیز بپذیرند.کمال گرایی بهنجار و مثبت،سالم و سازش یافته می باشد و شامل آن دسته از شناخت ها و رفتار هایی می شود که هدفشان کسب موفقیت ها و پیشرفت های سطح بالا به منظور دستیابی به پیامدهای مثبت است و جنبه هایی از کمال گرایی را دربر می گیردکه با تلاش های کمال گرایانه مانند داشتن معیارهای شخصی بالا،وضع معیارهای دقیق برای عملکردو تلاش برای عالی بودندر ارتباط هستند.این مفهوم همچنین با ویژگی هایی همچون استانداردهای فردی سطح بالا(در مورد توانایی های فردی، انتظار بالا از عملکرد فردی و اهداف بسیار بالا ) شناخته می شودو همچنین با سبک های مقابله ای فعال و موثر،اعتماد به نفس بالا ،پیشرفت وکمال،رضایتمندی،سلامت روانی و عاطفه مثبت رابطه مثبت دارد.
کمال گرایی نابهنجار یا روان رنجور(نوروتیک)،ناسالم یا سازش نایافته استو با نگرانی های کمال گرایانه مانند نگرانی در مورد اشتباهها،تردید در مورد اعمال،ترس از عدم تاییددیگران و ناهماهنگی بین انتظارها و نتایج مرتبط است.در این نوع کمال گرایی،افراد به دلیل انتظارات غیر واقع بینانه هرگز از عملکرد خود خشنود نخواهند شد.آن ها با این باور که بایدبه معیارهای بسیار بالا دست یافت،هیچ اشتباه یا شکستی را نمی پذیرند اما از آنجا که اغلب به این معیارهای خیلی بالا به علت غیرواقع بینانه بودن آن ها دست نمی یابندبه تنیدگی،افسردگی و اضطراب مبتلا می شوند و سطح حرمت خود در آن ها کاهش می یابد.کمال گراهای نوروتیک نمی توانند از تلاش های طاقت فرسای خودحتی در صورت موفقیت،احساس رضایت کنندزیرا غالبا موفقیت هایشان را بی ارزش می دانند.کمال گراهای نوروتیک،شدیدا از شکست خوردن اجتناب می کنند و در مقابل احتمال انتقادگری دیگران،آسیب پذیرند.این گروه از کمال گراها،حوزه های مختلف فعالیت و روابط اجتماعی را تهدیدکننده،تحمیلی و ناحمایت گر تلقی می کنند.در واقع در کمال گرایی منفی شناخت ها و رفتارهایی وجود دارد که هدفشان کسب موفقیت ها و پیشرفت های سطح بالابه منظور اجتناب یا فرار از پیامدهای منفی است.این نوع کمال گرایی با شاخص های ناسازگاری مانندعاطفه منفی،همبستگی مثبت دارد.
کمال گرایی خودمدار یک بعد انگیزشی است که شامل کوشش های فرد برای رسیدن به خویشتن کامل است.در این بعد کمال گرایی افراد داری انگیزه قوی برای کمال،معیارهای بالای غیر واقعی،کوشش اجباری و دارای تفکر همه یا هیچ در رابطه با نتایج،به صورت موفقیت های تام یا شکست های تام می باشند.این افراد به اندازه کافی موشکاف و انتقادگر هستند که نمی توانند عیوب و اشتباهات یا شکست های خود را در جنبه های مختلف زندگی بپذیرند.
کمال گرای دیگرمدار،یک بعد میان فردی است که شامل تمایل به داشتن معیارهای کمال گرایانه برای اشخاصی است که برای فرد دارای اهمیت زیادی هستند. از این رو این نوع کمال گرایی ممکن است به روابط بین فردی دشوار بیانجامد.
در کمال گرایی جامعه مدار، دیگران انتظارات اغراق آمیز و غیر واقعی از شخص دارند.اگرچه برآوردن این انتظارات مشکل است ولی شخص باید به این استانداردها نائل آید تا مورد پذیرش و تایید دیگران قرار گیرد.
کمال گرایی ناسازگار و منفی با شناخت های آسیب زا مانند نگرانی شدید درباره اشتباهات و تردید در مورد اعمال خود همراه است. در این جا افراد ارزشمندی خود را بر اساس موفقیت و دستیابی به اهداف خودپایه ریزی می کنند که با توجه به بالا بودن سطح انتظار از خود و شکست در رسیدن به این اهداف این افراد دچار افسردگی می شوند.این نوع از کمال گرایی با اضطراب بالا، وسواس،نشخوار فکری کناره گیری و اجتناب از فعالیت ها و در نتیجه کاهش ارتباطات اجتماعی نیز به شدت مرتبط است.
تعدادی از نظریه پردازان معتقدند که کمال گرایی ریشه در تجربه های تحولی کودکی دارد و بویژه تحت تاثیر کیفیت تعامل های والد-کودک شکل می گیرد. پژوهشگران معتقدند که کمال گرایی سازش نایافتهدر کودکانی بوجود می آید که والدین آن ها معیارهای بالا و غیر واقع بینانه برای کودکان وضع می کنند،انتظارهای بالایی دارند،سخت گیر و انتقادگر هستند،اما هرگز از پیشرفت های کودک خودراضی نمی شوند.بر عکس کمال گرای سازش یافته در کودکانی بوجود می آید که والدینشان معیارهای بالا را با انعطاف پذیری وضع می کنند و می توانند رضایت و خشنودی خود را از عملکرد کودک نشان دهند.بنابراین تمایلات کمال کرایانه ای که در کودکی شکل گرفته اند،بعدها در چارچوب روابط اجتماعی بویژه در موقعیت های تنیدگی زا ، گسترش می یابند و رفتار و عملکرد فرد را تحت تاثیر قرار می دهند.
با توجه به مطالب فوق به نظر می رسد کمال گرایی به نحوه ارزیابی از موقعیت ها و افکار بستگی دارد و با تمرکز و آگاهی بر شناخت ها و نحوه تفکر می توان آن را کنترل و اصلاح نمود تا به ما در رسیدن به اهداف و احساس بهزیستی کمک کند.


