
از بوعلی سینا تا امروز، پزشکی در ایران همواره پیوندی ژرف با خرد، اخلاق و فرهنگ داشته است.پزشکی همواره نمادی از انساندوستی و مسئولیت اجتماعی در تاریخ این سرزمین بوده است.
پزشکی در ایران، تاریخی است آمیخته با دانش، فرهنگ و انساندوستی. از روزگاری که بوعلی سینا با نگارش «القانون فی الطب» پزشکی را به نظامی علمی و اخلاقی بدل کرد، تا امروز که پزشکان ایرانی در مراکز درمانی پیشرفته و مناطق محروم، جان انسانها را نجات میدهند، این حرفه همواره جایگاهی فراتر از درمان جسم داشته است.
بوعلی سینا، نهتنها پزشک، بلکه فیلسوفی بود که طب را با حکمت درآمیخت. آثار او قرنها در دانشگاههای اروپایی تدریس شد و هنوز هم نماد خرد ایرانی در عرصه پزشکی است. پس از او، در دوران صفویه و قاجار، طب سنتی ایرانی با آموزههای نوین درآمیخت و با تأسیس دارالفنون، پزشکی مدرن بهتدریج جایگاه خود را یافت.
در فرهنگ ایرانی، پزشک همواره نماد اعتماد، شفابخشی و دانایی بوده است. واژههایی چون «طبیب دل»، «حکیم» و «شفابخش» در ادبیات فارسی، نشان از جایگاه معنوی این حرفه دارند. در ضربالمثلها نیز، پزشک کسی است که باید پیش از درد شناخته شود؛ نه فقط برای درمان، بلکه برای همراهی در مسیر سلامت.
امروز، پزشکی در ایران با چالشها و دستاوردهای بزرگی روبهروست. بیش از 65 دانشکده پزشکی فعال، هزاران پزشک متخصص، و پیشرفتهایی چشمگیر در حوزههایی چون پیوند اعضا، درمان سرطان و سلولهای بنیادی، نشان از ظرفیت بالای این حوزه دارد. در عین حال، فشار کاری، مهاجرت پزشکان، و کمبود امکانات در برخی مناطق، از جمله دغدغههایی است که نیازمند توجه جدی است.
اما آنچه پزشکی را در ایران متمایز میکند، روح انسانی آن است. پزشکانی که در بحرانها بیوقفه ایستادهاند، در سکوت خدمت کردهاند، و در لحظات حساس زندگی انسانها همراه بودهاند. روایت این حضور، بخشی از ادای احترام ماست به قشری که با دانش، تعهد و انساندوستی، ستون سلامت جامعه را شکل دادهاند.
از بوعلی تا امروز، پزشکی در ایران، داستانی است از خرد، ایثار و پیوندی عمیق میان علم و انسانیت.

