
به گزارش مفدامشهد، در این جلسه گروهدرمانی، اعضا به بررسی چالشهای زندگی خوابگاهی و تعاملات روزمره با هماتاقیها پرداختند. محور اصلی گفتوگوها، تضادهایی بود که در روابط نزدیک و اجباری این محیط ایجاد شده است. بسیاری از اعضا از تجربه احساس خشم و ناراحتی سخن گفتند؛ احساسی که به دلیل عدم توانایی در ابراز مستقیم و صادقانه، اغلب به شکل رفتارهای غیرمستقیم یا گاهی پرخاشگرانه و منفعلانه بروز پیدا کرده است. این مسأله، تنش در روابط را دوچندان کرده و احساس جداافتادگی و تنهایی یا حتی طرد را برای برخی افراد تقویت کرده است.
هادی رحمانی روانشناس اداره مشاوره در این خصوصافزود: اعضا به این نکته پرداختند که در شرایطی که مرزهای شخصی بهسادگی قابل حفظ نیست و صمیمیت اجباری با دیگران شکل میگیرد، چگونه میتوان بهگونهای اصیل و صادقانه رفتار کرد، بدون آنکه ارتباطات لطمه ببیند. این پرسش، تأملات عمیقی را درباره آزادی، مسئولیت و مرزهای وجودی انسان برانگیخت.
وی در بخش دوم جلسه افزود: بخش دوم جلسه، نگاهی به آرزوها و افسوسهایی بود که ممکن است در مواجهه با محدودیت زمان زندگی آشکار شوند. اعضا از خود پرسیدند: «اگر فقط مدت کوتاهی برای زندگی کردن باقی باشد، چه چیزی برای من اولویت دارد؟» این سؤال به بحثی عمیق درباره معنای زندگی و شجاعت برای زیستن در لحظه حال منجر شد. بسیاری از شرکتکنندگان به کارهایی اشاره کردند که مدتهاست در انتظار تحقق ماندهاند: مکالمهای که از آن پرهیز کردهاند، تصمیمی که به تعویق انداختهاند، یا حتی یک تجربه ساده که همیشه اولویتهای دیگری بر آن مقدم شده است.
جمعبندی گفتوگوها به اینجا رسید که بسیاری از دردها و تنشها، از فرار از مواجهه با حقیقت زندگی ناشی میشود. بااینحال، وقتی افراد به خود اجازه میدهند به محدودیتها و آسیبپذیریهای وجودی خود نگاه کنند، این پذیرش میتواند به فرصتی برای معنا و انتخابهای آگاهانه تبدیل شود.
در پایان جلسه با این تأمل به پایان رسید که زندگی، فرصتی زودگذر است و شجاعت در مواجهه با چالشها، همان چیزی است که میتواند به آن معنا و عمق ببخشد. و همچنین سعی در تحقق اولویت های واقعی خود داشته باشند، چه در ابراز احساسات به یک هم اتاقی و چه تجربه کردن چیزی که واقعا برایشان مهم بوده است اما به تعویق افتاده است

