
تمام آفرینش بهانه است ...
تا بیاموزی؛ آنکه روبروی توست؛ خود تویی! و روزگار با تو، همان کند ؛ که تو با دیگران! پرستار شاگرد اول کلاس آفرینش است
آخرین روز آذر ماه سال ۱۳۹۹ مصادف شده است با پنجم جمادی الاول و سالروز میلاد حضرت زینب "سلام الله علیها" در همین خصوص بر آن شدیم تا با سارا عبدی زاده دانشجوی دانشکده پرستاری و مامایی و خبرنگار سرویس فرهنگی مفدا مشهد گفت و گویی صمیمانه داشته باشیم و بیشتر با شرایط کاری این عزیزان در محیط های درمانی آشنا شویم.
خبرنگار مفدا مشهد: ضمن تبریک میلاد حضرت زینب سلام الله علیها لطفا خودتان را بیشتر معرفی بفرمایید.
سارا عبدی زاده : من دانشجوی ترم هشت کارشناسی اتاق عمل هستم و بیش از یک سال است که به عنوان خبرنگار مفدا مشهد فعالیت دارم.
خبرنگار مفدا مشهد: رشته تحصیلی شما مرتبط با پرستاری است لطفا در مورد آن توضیح بفرمایید.
سارا عبدی زاده :بطور خلاصه رشته کارشناسی اتاق عمل شامل دستیار جراحی و مراقبتهای قبل، حین و بعد از عمل است . قبل از شروع عمل به آرامش جسمی و روحی بیمار رسیدگی میکنیم و بعد از عمل نیز مراقبتهای لازم رو انجام میدهیم. در واقع پرستاری از بیمار در اتاق عمل از وظایف ماست.
خبرنگار مفدا مشهد: نقاط ضعف و قوت خودتان به عنوان فردی که در زمینه پرستاری مشغول به کار هست را اگر ممکن است بفرمایید.
سارا عبدی زاده: به عنوان فردی که مستقیما با بیمار و درد آن درارتباط است، بسیار دلسوز هستم و این نقطه قوت و هم تقطه ضعف است... قوت بخاطر مراقبهای کاملی که از مریض انجام میدهم و ضعف بهمنزله زودرنج بودن که گاهی باعث شده حتی بخاطر درد کشیدن مریض گریه کنم.
همیشه سعی داشتم با بیماران مهربان باشم و از دید وظیفه به مراقبت از آنها ننگرم، بلکه به عنوان کسی که می تواند کمی از درد و سختی بیمار را حتی با چند کلمه حرف کاهش دهد. پرستاری و مراقبت از بیماران خصوصا برای ما در اتاق عمل که مستقیما با سلامت بیماران سروکار داریم بسیار مهم و حیاتیست بنابراین همیشه تلاش کردیم تا به بهترین شکل وظیفه آن را به جا آوریم تا در کنار بقیه همکاران مثل پزشک و پرستار بتوانیم به نتیجه مطلوب که بدست آمدن سلامت بیمار است برسیم.
خبرنگار مفدا مشهد: از سختی های کار پرستاری در اتاق عمل برایمان بگویید.
سارا عبدی زاده: ما کادر درمان، سختیهای زیادی را متحمل می شویم که می توان از سرپا ایستادن های طولانی و گاه طاقتفرسای آن یاد کرد و یا گاه سلامت افراد، وقتی با بیمارانی که مشکوک به بیماریهای خاص هستند سروکار دارند به خطر میافتد.
هم اکنون، ما در زمانی به سر میبریم که کرونا پاندمیک شده و همگی ما درگیر آن هستیم و ما، کسانی که در بیمارستانها مشغول خدمترسانی به مردم هستیم، مستقیما با بیماران کرونایی و غیرکرونایی درارتباط میباشیم.
در کار ما شب و روز یا خستگی و بیخوابی معنایی ندارد و همیشه و در هر حالی که باشیم حتی اگر خودمان هم به مریضی کوچکی مبتلا باشیم، بازهم به پرستاری و مراقبت از بیمار مشغول هستیم و هدف ما حفظ سلامت بیماران است.
خبرنگار مفدا مشهد: نظر و دیدگاه بقیه در مورد شخص شما چیست؟
سارا عبدی زاده شاید پاسخ به این سوال توسط شخص بنده صحیح نباشد. اما بطور کلی همیشه بخاطر دلسوزی که برای بیماران داشتم و با تمام وجود کمک حال آنها بودم تشویق شدهام. خصوصا به عنوان یک دانشجو پیگیر سلامتی و پرستاری از آنها بودم. همیشه سعی داشتم اساتید جراح و همکاران اتاق عمل و پرستاری را الگوی خود قرار دهم و همچنین به دانشجویانترمهای پایینتر هم اخلاق درست و رفتار صحیحی را نشان بدم تا بتوانند با دید بهتری به وظایف خودشوننگاهکنند.
خبرنگار مفدا مشهد: شما خبرنگار دانشجویی مفدا مشهد هستید اگر امکان دارد در مورد این تجربه برایمان صحبت کنید.
سارا عبدی زاده باعث افتخار هست برای من که توانستم بیشتر از یک سال انواع فعالیتهای فرهنگی را داشته باشم. به عنوان خبرنگار دانشجویی مفدا، بهترین زمان دوره کارشناسی برای من محسوب شد. همانطور که گفتم ما سختی بسیاری را در زمینه رشته و کار تجربه میکنیم ولی پرداختن به امور فرهنگی و برای من بطور خاص خبرنگاری، بسیار انرژی و انگیزه به همراه داشت. من علاقه بسیار زیادی به نویسندگی، عکاسی و فیلمبرداری داشتم.
خبرنگار مفدا مشهد: به عنوان اخرین سوال، اگرخاطره ای از دوران کار در بیمارستان دارید خوشحال می شویم بشنویم.
خاطره خاصی مدنظرم نیست اما بارها بوده که بیماری که به اتاق عمل آوردن بچههای یکی دوساله بودن و ما باید خیلی مراقبشون میبودیم تا آسیبی نبینن، نترسن و گریه نکنن. همیشه با دستکش براشون بادکنک درست میکنیم و با ماژیک روی اون رو نقاشی میکشیم یا بعد از عمل که درد دارن مراقبشون هستیم.یادمهست یک بار یک پسر دوساله را آورده بودند و خیلی بیقراری میکرد و هرکس که با او حرف میزد آرام نمیشد. من جلو رفتم و دستش را گرفتم با زبان بچگانه و کمی بازیگوش بااو حرف زدم و درحد امکان باهم بازی کردیم تا آرام شد و من هیچوقت اعتمادی که آن کودک به من کرد و دستش را میفشرد را از خاطرم نبردم و همیشه با خودم تکرار میکنم که کودک یا بزرگسال فرقی نمیکند وظیفه ما مراقبت و دادن حس خوب و دور کردن نگرانی و استرس از بیماران هست...
خبرنگار: لیلا حاجی زاده

