معاونت فرهنگی و دانشجویی

رویارویی با وضعیت اضطراب ویروس کرونا

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

به گزارش مفدامشهد، فاطمه امیری، کارشناس اداره مشاوره و سلامت روان دانشگاه علوم پزشکی مشهد، برای وضعیت اضطراب، یادداشتی را منتشر کرد.

اصولا از اضطراب به عنوان یک احساس یاد نمی‌شود و بیشتر به عنوان یک "وضعیت" درنظر گرفته می‌شود، وضعیتی که در آن، کل موجودیت فرد با تهدید روبرو شده و به قدری تحت‌فشار قرار می‌گیرد که برایش قابل‌تحمل نیست. تجربه اضطراب در هر موقعیتی می‌تواند از شدت و ضعف متفاوتی برخوردار باشد، اما جایی که بقای جسمانی یا روانی فرد با خطر واقعی نابودی روبرو می‌شود برای همه آدم‌ها اضطرابی شدید ایجاد کرده که آن را اضطراب تروماتیک می‌نامیم.

‌در زمان حاضر، شیوع ویروس کرونا موجب شده تا همه‌ی افراد تهدید به نابودی را تجربه کرده و در "وضعیت اضطراب" قرار گیرند. در چنین اوضاعی به کارگیری دو روش فرار و حمله برای واکنش به تجربه اضطراب - فرار از تهدید (بی‌تفاوتی به تهدید، کوچک‌شماری تهدید، انکار تهدید، ایگنور کردن مسائل مربوط به آن و عدم رعایت مسائل ) یا حمله به تهدید (تلاش زیاد و طاقت‌فرسا برای رعایت همه‌جانبه مسائل بهداشتی، دنبال‌کردن لحظه‌ای اخبار، مشغولیت ذهنی مداوم درباره تهدید)- در واقع نوعی تلاش برای مسلط شدن و تحت کنترل درآوردن اضطراب است. که در هر دو روش در نهایت، تلاش فرد بی‌نتیجه می‌ماند و موجب افزایش اضطراب و تروماتیک‌تر شدن آن می‌گردد؟ زیرا حجم تهدیدی که فرد با آن روبروست بیش از توان او بوده و او قادر نخواهد بود آن را در ظرف خود جای داده و بر آن فائق آید.

در اینجا می‌خواهم به روش دیگری اشاره کنم که تجربه‌ی "بودن در وضعیت اضطراب" را  قابل تحمل‌تر می‌کند و از پیامدهای مخرب آن می‌کاهد:  "منفعل بودن در برابر اضطراب".
واکنش های حمله و فرار روش‌هایی فعالانه و موضع‌گیری در برابر اضطراب است تا زودتر از شر آن خلاص شویم. در روش سوم که انفعال است ما دست از مقابله می‌کشیم و اجازه می‌دهیم مضطرب باشیم، نه از آن فرار کرده و نه با آن می‌جنگیم، به دنبال خلاص شدن از شر آن نیستیم، نمی‌خواهیم هرطور شده خودمان را آرام کنیم، به دنبال سرگرم کردن خود یا پرت کردن حواس خود نیستیم، منفعلانه اجازه می‌دهیم اضطراب باشد و با آن کاری نمی‌کنیم.

هرچند که این روش می‌تواند ظاهرا غیرقابل تحمل باشد، اما فرد را در موقعیتی قرار می‌دهد که بتواند واقعیت را ببیند و بپذیرد: من در خطر هستم و این شرایط واقعا اضطراب‌آور است و کاملا طبیعی است که احساس اضطراب یا استیصال دارم. کاملا طبیعی است که روال زندگی ام به هم ریخته و تمرکز انجام حتی کارهای روتین را ندارم. من راه چاره‌ای برای رهایی از آن نداشته و اجازه می‌دهم در من جریان داشته باشد.

"در این جایگاه، اضطراب اجازه‌ی "بودن و تجربه شدن می‌یابد و فشاری اضافی بر فرد وارد نمی‌کند. اما در روش حمله یا فرار جدای از اینکه وجود اضطراب برای فرد فشارزاست، تلاش برای مقابله با آن نیز فشار مازادی می‌آفریند که او را فرسوده یا مستاصل می‌کند.
تجربه کردن اضطراب و بودن با آن، با هدف کاستن از آن صورت نمی‌گیرد اما می‌تواند چنین نتیجه‌ای را هم در پی داشته باشد.

در حال حاضر زمزمه های زیادی شنیده می‌شود با این مضمون که به محدودیت ایجاد شده برای خانه‌نشینی و تعطیلات به چشم فرصت نگاه کنیم و کتاب بخوانیم و پروژه‌های درسی ناتمام را انجام دهیم و... .

مسلما انجام این تکالیف نیازمند تمرکز و آرامش روانی نسبی است که در چنین شرایطی طبیعی است که نه تمرکز داشته باشیم و نه آرامش. دشوار خواهد بود هم اضطراب تروماتیک را تحمل  کنیم هم احساس‌گناه ناشی از انجام ندادن کارهایی که فکر می‌کنیم قادریم در تعطیلات انجام دهیم اما انجام نمی‌دهیم.
 در شرایط حاضر کاملا نیازمند این هستیم که فضا برای مضطرب شدن داشته باشیم و با برنامه ریزی‌های غیرواقع بینانه شرایط را بر خود دشوارتر نکنیم.

امیری کرونا 5