
به گزارش مفدا مشهد، "فاطمه امیری" روانشناس اداره مشاوره و سلامت روان در خصوص استرس ناشی از ترس از ویروس کرونا یادداشتی را منتشر کرد، در این یادداشت آمده است: باتوجه به اثرات روانی این ویروس، نکاتی در جهت مراقب روانی را بیان می دارد.
یکی از واکنش های ما به مواجه شدن با هر پدیدهی تازه و ناشناختهای، ترس و نگرانی است. خصوصا اگر آن پدیدهی ناشناس در ذات خود مانند بیماری تهدیدکنندهی بقای آدمی باشد. ترس، هیجانی سازگارانه در چنین موقعیتی است، چرا که موجب میشود در جهت مراقبت از خود و کاهش احتمال آسیب دست به کار شویم.
پس در وهلهی اول لازم است بدانیم ترس از ابتلا به بیماری در زمانی که شیوع پیدا کرده هیجانی کاملا بهجا و طبیعی است. اما چه ویروسهای فکری میتواند ترس ما را تبدیل به وحشت کند و موجب اختلال جدی در زندگیمان شود.
چند ویروس فکری رایج در موقعیت کنونی را باهم مرور میکنیم:
۱- ویروس بزرگنمایی: وقتی که اندازه چیزی را بیش از اندازهی واقعیاش در نظر میگیریم و آن را غلوآمیز برداشت میکنیم.
مثلا: امروز چندبار سرفه کردم پس به کرونا مبتلا هستم.
۲- ویروس فاجعه سازی: بدترین حالت ممکن یک اتفاق را در نظر میگیریم.
مثلا: به زودی ویروس کرونا به شهر و منطقه ما میرسد و ما را از پا در می آورد.
اگر با وجود همه پیشگیری ها مبتلا شوم حتما خواهم مرد.
۳- ویروس پیشبینی منفی: احتمالات منفی را در آینده دور یا نزدیک پررنگ و قویتر میدانیم.
مثلا: اگر از خانه بیرون بروم مبتلا خواهم شد.
آسیب جدی در انتظار عزیزان من است.
۴- ویروس همه یا هیچ: وقتی که به مسائل دیدی کاملا سیاه یا سفید داریم.
مثلا: به هیچ شکلی نمیتوان پیشگیری کرد.
همه کارها را باید تعطیل کنیم در غیر اینصورت سایر پیشگیریها بیفایده است.
وقتی ذهنمان با این ویروسهای فکری آلوده میشود، واقعیت بیرونی را تحریف کرده و شواهد منطقی را نادیده میگیریم.
با آگاهی از تفکرات غیرمنطقی و شناخت ویروسهای ذهنیمان، میتوانیم زمینهی شک به این افکار را ایجاد کرده و با واقعیتسنجی و در نظر گرفتن همهی جوانب و شواهد موجود، وحشت خود را به همان ترسِ واقعگرایانه تغییر داده و تسکینبخش خویش باشیم.
در شرایط موجود بخشی که تحت کنترل ماست رعایت نکات معتبر جهت پیشگیری از ابتلا به ویروس کرونا و همچنین پیشگیری از ابتلا به ویروسهای فکری است که با انجام آنها خود را ایمن میسازیم و اما بخشی که از کنترل ما خارج است و نمیتوانیم بر آن تسلط یابیم را ناچاریم رها کنیم.
بیماری و مرگ دردناک است، اما دردناکتر این است که همه زندگی را بر اساس وهم و وحشت صرف پیشگیری از مرگ کنیم. در ادامه بخشی از کتاب اگر خورشید بمیرد از اوریانا فالاچی آورده شده که مرتبط با مطلب حاضر است.
《اگر آدم بخواهد به تمام خطراتی که متوجه ما هستند فکر کند باید اصلاً پای خود را از خانه بیرون نگذارد... وقتی هم در خانه ماند باید از جایش تکان نخورد. چون در آنجا هم ممکن است بلایی بر سرش بیاید!
چه بسا کسانی که در حمام برق میگیردشان، یا اینکه پایشان روی پلهها لیز میخورد و میشکند یا موقع بریدن کالباس انگشتشان را میبرند. اگر بخواهیم به این چیزها فکر کنیم باید از جایمان تکان نخوریم. همانجا روی اولین پله بنشینیم. مثل کرمهای حشرهای وحشتزده که فقط به یکچیز فکر میکنند: انواع مرگ...!》

