معاونت فرهنگی و دانشجویی

روز جانباز87

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

تشنگان لب دريا

جواد محدثى

از «فرهنگ ساختن‏» تا «فرهنگ باختن‏» ، فاصله بسيار است.

آنچه را كه «رسول مكى و مدنى‏» براى بشريت‏به ارمغان آورد، فرهنگى الهى، متكى به وحى، الهام گرفته از آيات قرآن و منطبق با «فطرت بشرى‏» بود.

شناخت اين فرهنگ و آشنايى عميق با آن، «امت محمدى‏» را از افتادن در دام و دامن تفكرات شرق و غرب، مصون مى‏دارد. فرهنگ باختگان، به دليل بيگانگى از «فرهنگ خودى‏» و بى‏خبرى از عمق و اصالت آن، مجذوب و مرعوب بيگانه مى‏شوند، زود رنگ مى‏پذيرند و تسليم مى‏شوند و چون خود، بى‏مايه و تهيدست‏اند، فكر مى‏كنند كه مكتب و فرهنگشان فقير و درمانده است و چون خود، از ذخائر ارزشى و فكرى «فرهنگ خودى‏» بى‏اطلاع‏اند، مى‏پندارند هرچه هست، در آن سوى مرزها و رهاورد ينگه دنياست.

چرا بايد كسانى گرسنه روى گنج‏بخوابند؟

مقصود از گنج، تنها نفت و گاز و معادن زير زمينى نيست. شخصيت‏هاى برجسته فرهنگ خودى نيز كه در اذهان نسل نوپاى امروز، منزوى و ناشناخته‏اند، از همين گونه گنجينه‏هايند. كتب ارزشمند و پرمحتواى مكتب، كه نسل امروز از آن بى‏خبر و بيگانه است، از همين ذخائر است. تعاليم ارزشمند اخلاقى و اجتماعى كه در متن آيين مقدس ما نهفته و قوانين و مقررات و احكام قضايى، حقوقى، دفاعى و عبادى كه در «فقه اهل‏بيت عليهم‏السلام‏» و تعاليم دينى است، از اين دست ذخائر است.

اسلام، مكتبى جامع، همه سونگر، كامل، مترقى و تحول آفرين، انقلابى و رهايى بخش است. چه كم دارد كه چشم به «تمدن غرب‏» و «فرهنگ بيگانه‏» بدوزد؟

بسيارى از اين «خودباختگان‏» ، در پى‏گوهرى مى‏گردند كه در خانه خويش دارند و از آن بى‏خبرند.

سالها دل طلب جام جم از ما مى‏كرد

آنچه خود داشت، زبيگانه تمنا مى‏كرد

گوهرى كز صدف كون و مكان بيرون بود

طلب از گمشدگان لب دريا مى‏كرد اين است‏حكايت تقابل فكرى «اصول گرايان‏» با به اصطلاح «نوانديشان‏» !

پس چه بايد كرد؟

«بعثت‏» را دوباره بايد خواند. ميلاد حسين بن على عليه السلام را دوباره بايد مرور كرد.

نيمه شعبان و فلسفه «انتظار» ، مرورى مجدد لازم دارد.

آنچه را رسول خاتم صلى الله عليه و آله بنا نهاد، در امواج تندبادهاى دنيا طلبان و حكومت‏خواهان دور از روح اسلام، مى‏رفت كه فروپاشد و نابود گردد، كه شهيد بزرگ عاشورا، اباعبدالله الحسين عليه السلام، با نثار خون و ايثار جان، آن را احيا كرد.

ميلاد حسين عليه السلام، ميلاد شهادت و فداكارى در راه خدا بود.

ميلاد قمر بنى‏هاشم نيز كه به عنوان «روزجانباز» ناميده شده است، درسهاى ديگرى از وفا و صداقت و جانبازى و صفا دارد كه عاشورا جلوگاه آن بود و عاشوراهاى مكرر تاريخ شيعه، جلوه‏هاى دوباره و صدباره آن بود.

آيا آنان كه «فلسفه عاشورا» را به مسلخ تحريف مى‏كشند، بيگانه از روح حسينى و بعثت نبوى و انتظار مهدوى نيستند؟

آيا نمى‏توان گفت آنان كه «بت غرب‏» را در برابر «مدنيت معنوى اسلام‏» علم مى‏كنند و به بهانه «آزادى‏» ، اصل ارزشمند «استقلال‏» را به قربانگاه مى‏فرستند و در برابر «خدا محورى‏» و «الله سالارى‏» ، به طرح «مردم سالارى‏» دور از تعبد و تسليم در مقابل وحى آسمانى مى‏پردازند، نه

«محمد» را شناخته‏اند، نه مبعث را، نه «حسين‏» را، نه «عاشورا» را و نه «مهدويت‏» و «انتظار» را؟

بارى... به نظر مى‏رسد در راستاى «نفوذناپذير» ساختن نسل جوان در برابر تهاجم‏ها بايد به ترميم و تقويت مرزهايى پرداخت كه هجوم از آنجاها انجام مى‏گيرد. اين مرزها عبارتند از: عقيده و ايدئولوژى، ايمان و اخلاق، الگوهاى مكتبى، تاريخ معاصر و گذشته، آگاهى و بصيرت دينى و سياسى، شناخت منابع فرهنگى و ذخائر علمى.

در تاريخ معاصر ما، روزى به عظمت «13 آبان‏» وجود دارد، روزجهانى مبارزه با استكبار، روز مرگ برآمريكا، روز يادكرد حماسه نطق بيدارگر و كوبنده امام امت‏قدس سره بر ضد لايحه ذلت‏بار كاپيتولاسيون كه به آمريكايى‏ها مصونيت مى‏داد، روز تبعيد امام راحل، روز قيام و شهادت دانش‏آموزان در راه اسلام و به فرمان امام.

اين كه آن روز، چرا پيش آمد و امام و امت در پى چه بودند و چه مى‏خواستند و چه شد، از آگاهى‏هاى ضرورى براى جوانان است، تا آنان را از فريب خوردن‏هاى ناشى از خامى و بى‏اطلاعى و بى‏تجربگى و لغزش در تحليل مسائل سياسى داخل و خارج و در نتيجه از «مساله‏دار شدن‏» ، مصونيت‏بخشد.

در 24 آبان، «روز كتاب و كتابخوانى‏» را نيز در پيش داريم، روز انس با فرهنگ مكتوب.

شناخت ذخاير علمى و ارزشهاى فرهنگى كه به صورت «كتابها» ، «مؤلفان‏» ، «كتابخانه‏ها» ، «علوم‏» و رشته‏هاى مختلف دانش - كه روزى مسلمانان مشعلدار آن در جهان تاريك قرون وسطى بودند. - جلوه‏گر است، جوانان امروزى را با گهرهاى «صدف خويشتن‏» آشنا مى‏سازد، تا به كاوش در ساحل درياهاى بيگانگان نپردازند و به صدفهاى مصنوعى و جواهرات بدلى دل خوش نسازند.

مطالعه و فكر، مى‏تواند جوان امروز را با معارف دين آشناتر كند، تا «ديندارى‏» را ارزشى به شمار آورد كه بايد به قيمت جان، آن را پاس داشت.

امروز، تقويت «ايمان‏» و «اخلاق‏» جامعه، بيش از هرچيز مى‏تواند نسل معاصر را در برابر شبيخون فرهنگى بيگانه بيمه كند.

فروريختن «خاكريز ايمان‏» ، مقاومت‏هاى بعدى را هم به ناكامى مى‏كشاند و به عقب نشينى وا مى‏دارد.

اگر ملتى دچار ضعف ايمان شدند، كيست و چيست كه در برابر «سيل گناه‏» ايستادگى كند؟

از بعثت تا ميلادحسين بن على عليه السلام، و از آن تا عصر غيبت و فلسفه انتظار، راهى است طولانى كه نيازمند بينش و بصيرت براى پيمودن صحيح است.

فرهنگ‏سازان جامعه، بايد نسل جديد را به «ايمان‏» و «شناخت‏» مجهز كنند و گرنه... بايد پياپى شاهد فروريختن كنگره ارزشها شد. و چنين مباد!
 
 
                                            
 
 
 
  
 مدیریت فرهنگی