معاونت فرهنگی و دانشجویی

جوان و نيازهاي روحي

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

بسمه تعالي

دانشگاه علوم پزشكي مشهد

معاونت دانشجويي فرهنگي

مركزمشاوره وخدمات روانشناختي

سلسله جزوات ومباحث بهداشت روان

 

جوان و نيازهاي روحي

 

 

«‹اي انسان › آيا گمان مي كني كه موجودي خرد و بي مقداري ، و حال آنكه ‹راز›جهان عظيم تري در كتاب روح تو مندرج است . درد تو از خود توست ولي نمي داني ودواي تو نيز در خود توست ولي نمي بيني و تو آن كتاب مبيني هستي كه به ياري حروف اندك آن ، رازهاي عظيمي آشكار مي شود.»

(‹منسوب به ديوان اشعار حضرت علي عليه السلام›)

 

جواني ، مهمترين بخش زندگي آدمي است و در دوران ، مهمترين مسئله براي جوانان، نيازهاي روحي آنهاست ، و باز مهمترين مسئله در اين حوزه ، نحوه تأمين واقناع مطلوب اين قبيل نيازهاست.

 

چگونه نيازهاي جوانان را بشناسيم؟

شيوه هاي شناخت و معرفت نيازها، اهميتي اساسي دارد. روش هاي عمده شناخت عبارتند از:

1- مشاهده رفتار و حالات جوانان ،معرف بخشي از احتياجات رواني اساسي آنهاست .در موقعيت هاي گوناگون ، اغلب مي توان از وراي رفتار ظاهري به احتياج باطني واز جلوه هاي بيروني شخصيت آنان به نيازهاي درونيشان پي برد.

2- گفتگو با جوانان ، فرصت ارزنده اي را براي شناخت نيازهايشان فراهم مي آورد. شايسته است ، هر زمان كه موقعيت براي همدلي با آنان مهيا مي شود، گفت وشنودهايي صميمانه و مؤثر ترتيب داد تا از خلال كلمات و عبارات جوانان ، به دنياي درونيشان نفوذ كنيم . حضرت علي عليه السلام ، دراين مورد جمله زيبايي دارند و مي فرمايند: "انسان در زير زبانش نهفته است."

3- مطالعات و بررسي هايي كه در خصوص جواني و شگفتي هاي آن به عمل آمده است ونيز منابع علمي و پژوهشي در اين زمينه ، مي تواند بخشي ازاحتياجات روحي ورواني آنان را به ما بشناساند.

4- تفكيك و بازشناسي نيازهاي اصيل از نيازهاي كاذب نسل جوان ، گام مؤثري در جهت شناخت دنياي دروني آنان است و در مقابل ،مساعدت به جوانان براي آنكه بتوانند بين نيازهاي منطقي و خواسته هاي غير منطقي خود فرق بگذارند، آنان درتعديل خواسته هايشان وانطباق با تواناييشان ياري مي دهد.

 

نيازهاي اساسي جوا نان:

در نگاه اول، نيازهاي آنان را مي توان به دو دسته با عناوين " نيازهاي اوليه" و" نيازهاي ثانويه " تقسيم كرد. منظور از"
نيازهاي اوليه " احتياجات زيست يا فيزيولوژيك نظير احتياج به هوا ‹اكسيژن›، آب، غذا ، استراحت ، خواب و برخي ضرورتهاي غريزي ديگر است. " نيازهاي ثانويه " در حقيقت، همان نيازهاي اساسي رواني هستند كه به طور عمده شامل موارد ذيل است :

1- نياز به امنيت ‹ ايمني خاطر› : به اين مفهوم كه جوانان در كليت زندگي ،بتوانند نسبت به محركهايي كه از محيط خانواده ، جامعه ، آموزشگاه و گروه همسالان دريافت مي كنند، پاسخ مناسب بدهند و از نوعي آرامش دروني برخودار شوند و بر نگراني هاي خاص اين سنين فايق آيند.

2- نياز به مقبوليت ‹ پذيرش›: با اين توضيح كه نسل جوان از جايگاه و منزلت مقبولي در نزد خانواده ، جامعه ، آموزشگاه و به ويژه گروه همسالان برخودار باشد و اين موقعيت از سوي نهادهاي مذكور ، به خوبي پذيرفته شده باشد .

3- نياز به موفقيت و پيشرفت: جوانان ، جوياي نام، افتخار و كاميابي هستند و هر عاملي كه بتواند احساس تعادل را در آنها ارضا كند، مورد توجهشان واقع مي شود . هر نوع پيشرفت نسبي جوانان ، چنانچه مورد تأييد اطرافيان و تشويق آنها واقع شود، آنان را در اتخاذ گام هاي بلند و اساسي به سوي آينده ياري مي دهد.

4- نياز به دادو ستد عاطفي: احتياج به دوست داشتن و دوست داشته شدن مكمل يكديگرند . جوانان به همان اندازه كه مايلند با ديگران ، رابطه مبتني بر عواطف پاك و سالم برقرار كنند ، نياز دارند تا متقابلا ً مورد لطف محبت ديگران نيز واقع شوند . ابراز محبت در جلوه هاي مختلف قلبي ، زباني و عملي موجب اطمينان خاطر آنان مي شود.

5- نياز به تحصيل يك فلسفه حياتي ارضا كننده : اگر جوانان بدانند كه " چرا "بايد زندگي كنند ، قادر خواهند بود با هر" چگونه اي" بسازند، يعني با مشكلات خاص زندگيشان به خوبي مقابله كنند . لازم است، انديشه جوانان را در مورد مسائلي نظير فلسفه خلقت ‹ آفرينش › فلسفه زندگي و فلسفه مبارزه براي زندگي تقويت و در جهات اقناع كننده اي آنها را هدايت كرد.

6- نياز به معنويت : جوانان ، روحي پاك و قلبي زلال دارند و مايل اند با مبدأ هستي و پروردگارمتعال رابطه اي روشن، قابل درك و مستمر برقرار كند ، اين نياز ، اصيل ترين ، احتياج روحي آنان محسوب مي شود.

7- نياز به خود شكوفايي ‹ تحقيق خويشتن›: اگر شرايط براي جوانان به گونه اي فراهم شود كه آنان بتوانند همه ظرفيت هاي دروني و استعدادهاي مكنون خود را بشناسند ، در حقيقت تحقق نفس در آنها تجلي يافته است.

بسمه تعالي

هدف براي جوان ، همچون فانوس دريايي براي كشتي است كه مانع غرق شدنش در درياي زندگي مي شود كشتي هاي اقيانوس پيما به مدد قطب نما و رادارها، مقصد خويش را در دل شب هاي تاريك وطوفانهاي مهيب مي يابند . جوانان نيز در درياي زندگي به مدد هدف وآرماني كه دارند به ساحل سپيده مي رسند."( ماردن)